مرتضى مطهري

309

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

انقلبتم على اعقابكم . ) * ( براى هر دو آيه رجوع شود به تفسير الميزان ) و ايضاً سخن مولى : * ( و لابد للناس من امير . . . ) * ايضاً سخن رسول اكرم كه اگر در سفر سه نفر بوديد يكى را حاكم قرار دهيد ( ر . ك : نمرهء 6 و 18 ) . ايضاً خطبهء 33 نهج البلاغه و خطبهء 129 . ايضاً آيهء * ( ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الى اهلها . ) * 3 . آيهء تبليغ اشاره مىكند كه اگر امر حكومت اصلاح نشود همه چيز مختل مىشود . چنان كه ديديم در اثر اختلال در امر حكومت ، فكر عربيت پيدا شد و در اثر پيدايش اين فكر و به عنوان عكس العمل آن ، فكر شعوبيگرى پيدا شد و پس از اين دو فكر بود كه مردم منطقه ها در فكر جدا كردن خود از نظر حكومت افتادند و تفرقهء سياسى به وجود آمد . 4 . فكر عربيت سبب شد كه امراى مسلمين خيال مىكردند دنيا مال آنهاست . سعيد بن العاص اشدق گفت كه سواد كوفه فطير ماست . خالد بن عبدا لله قسرى يك كنيز هندى زيبا را جايزهء بهترين شاعر قرار داد ( 1 ) . اينها بود كه ضد روح اسلام بود . 5 . در حكومت دو مسئله است : يكى مسئلهء وضع قانون كه فقط در كادر قوانين كلى اسلام به وسيلهء مجتهدين صورت مىگيرد ، ديگر دستگاه مجريهء قانون . 6 . رجوع به نمرهء 1 ، اهميت اسلام به حكومت به عنوان صورتى كه مواد را جمع مىكند و روحى كه بر پيكر و بدنى حكمرانى مىكند - حديث سفر كه اگر سه نفر بوديد يكى را امير دوتاى ديگر قرار دهيد ، ايضاً سخن على عليه السلام كه : * ( لابد للناس من امير برّ او فاجر . . . ) * 7 . مسئلهء منبع قوهء حاكمه كه آيا خداست و قانون يا مردم ؟ 8 . يكى از علل شكست مذهب و گرايش به ماديگرى در اروپا نارسايى مفاهيم دينى از نظر حقوق سياسى بود ، زيرا نوعى ارتباط

--> ( 1 ) ضحى الاسلام ، جلد 1